سرویس سیاست انتخاب: اختلافات رادیکالها به اوج خود رسیده است و دیگر میشود گفت در میان صولگرایان یک شکاف تازه به وجود آمده است؛ شکافی که هم در مقام عمل و هم در ساخت نظریه قابل مشاهده است و مجادله اخیر حمید رسایی و محمود نبویان بر سر تجمعات حجاب را میتوان نمود بیرونی اختلافاتی دانست که ریشه دوانده و بسیار عمیق شده است.
نخستین تصویر از اختلافات این دو گروه را باید در جریان انتخابات مجلس دوازدهم جستوجو کنیم؛ زمانی که شریان اعلام موجودیت کرد و مشخص شد اعضای آن عمدتا نیروهای جداشده از جبهه پایداریاند و البته مهرداد بذرپاش که در آن زمان وزیر راه دولت رئیسی بود نقش محوری در تشکیل این گروه داشت. شریان در جریان آن انتخابات نقش پایداریِ قدیم با ایفا کرد و سر ناسازگاری با لیست مشترک اصولگرایان زد و لیست خود را ارائه داد. در همان زمان جبهه پایداری با شورای ائتلاف به همگرایی رسید؛ شورای ائتلافی که تخت ریاست حدادعادل بود و شخص اولش در انتخابات محمدباقر قالیباف بود. در واقع میشود گفت که پایداری با قالیباف ائتلاف کرد؛ ائتلافی که باعث تعجب همه سیاسیها شد، زیرا در گذشته اگر پایداری راضی به پذیرش لیست مشترک انتخاباتی نمیشد یکی از دلایل اصلیاش مخالفت با شخص قالیباف بود. ائتلاف پایداری با قالیباف باعث شد که نیروهای جداشده از این گروه که با عنوان شریان پا به عرصه سیاست گذاشته بودند، پایداریها را به سازشکار بودن متهم کردند. این اختلافات در دوران دولت رئیسی هم مشاهده میشد. نیروهای جدا شده از پایداری که بعدتر در قالب شریان کارشان را آغاز کردند، حمایتی بیقید و شرط از رئیسی داشتند و البته در دولت هم سهم قابل توجهی از قدرت سیاسی داشتند، اما پایداری میگفت حمایت از دولت سیزدهم مشروط است. این اختلافها بعد از تشکیل مجلس دوازدهم هم ادامه یافت؛ به ویژه در جریان رأی اعتماد به وزرای دولت پزشکیان. نفراتی که از لیست شریان وارد مجلس شده بودند؛ مانند امیرحسین ثابتی و حمید رسایی شمشیر خود را از رو بسته بودند، اما نیروهای پایداری میکوشیند قدری مواضعشان معتدل باشد. مثلا مجتبی ذوالنوری در کمال تعجب پشت تریبون مجلس رفت و از ستار هاشمی، وزیر پیشنهادی ارتباطات دفاع کرد یا گفته بود که اگر بنا به مذاکره باشد، از آن حمایت میکنیم.
در همان ایام ثابتی تندترین سخنان را علیه عراقچی میزد و حتی وقتی پزشکیان میگفت عراقچی مورد حمایت رهبری است، این نقل قول را بازی خطرناک دولت میدانست.
در مجموع به نظر میرسد که پایداریها اکنون در منتهیالیه رادیکالهای جریان اصولگرایی قرار ندارد و حالا شریانیها نقش گذشته پایداری با بازی میکند. همین اخیرا نبویان گفته است: «زمانی که ما لایحه حجاب را تصویب کردیم قبل از سقوط سوریه بود، قبل از شهادت سیدحسن بود و شرایط را میدانید. اما بر اساس اینکه مبادا دشمن بخواهد ایران را سوریهسازی بکند. دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی گفته است که فعلا جلوی هر چیزی که باعث دوقطبیسازی شود را باید گرفت».
این سخنان واکنش حمید رسایی را در پی داشت. او در توئیتی نوشت: «گفتند هرچیزی که باعث تنش میشود، دبیرخانه میتواند جلویش را بگیرد! این تشتت اقوال یعنی هیچکدام درست نیست و فقط بهانه ساکت کردن مردم است. بعد از همه اینها ناگهان برادری که مردم از او انتظار نداشتند، برای این تخلف قانونی، لباس شرعی دوخت!»
یا ابوالقاسم طالبیِ کارگردان که نزدیک به همان طیف شریانیهاست نوشت: «جناب نبویان مقایسه ایران و رهبر عزیزش با سوریه نشان از غلبه جنگ روانی رسانههای لیبرال بر شما و بعضی دیگر از دوستان است، غوغا کردند تا حرام شرعی و سیاسی را مجاز بدانید و پالس بدهید که ما ترسیدهایم، حرفتان را پس بگیرید».
چنین بگومگوهایی میان پایداریها و اصلاحطلبان نیست، بلکه میان دو طیف از رادیکالترین نیروهای اصولگرایی است که نشان میدهد این دو هم نسبت به عرصه سیاست تفاوت نگاه پیدا کردهاند و هم شاید تعارض منافع پیدا کردهاند. پایداریهای کنونی و پایداریهای سابق هر دو نشان دادهاند ماندگاری در قدرت سیاسی برایشان دارای اهمیت بالایی است. حالا، اما به نظر میرسد مسیر این دو برای حضور در قدرت سیاسی تا حدی تفاوت یافته است و احتمالا در آینده این تعارضها و حتی کشمکشهای قدرت میان این دو بیشتر هم بشود و مشخص نیست که آیا در منتهی الیه رادیکالترین نقطه محور اصولگرایی، جریاناتی تازه به وجود خواهد آمد؟
source