به گزارش صفحه «هنر روز» روزپلاس، پایتخت ۷ برخلاف فصلهای ابتدایی این مجموعه که تصویری از یک خانواده ایرانی ارائه میداد، در ادامه مسیر طی شده در پایتخت ۶ و افزایش تاثیر محسن تنابنده بر فیلمنامه، از این الگو فاصله گرفته است. پیشتر، رهبر انقلاب درخصوص این مجموعه تأکید کرده بودند که روابط سالم خانوادههای ایرانی و فرهنگ ایرانی در آن بهخوبی دیده میشود، اما حالا بسیاری از مؤلفههای مثبت خانوادگی در این سریال کمرنگ شده است.
در این فصل، خانواده نقی معمولی از هم گسیختهتر از همیشه به تصویر کشیده شده است. بهتاش بدون مسئولیتپذیری زندگی مستقلی را پیش گرفته، ارسطو بدون طی کردن اصول ازدواج ایرانی حتی بدون اطلاع خانوادهاش، ازدواج کرده و در اتوبوس زندگی میکند، نیکا پس از ازدواج با یک تاجر تاجیکستانی قصد خروج از ایران را دارد، و رحمت نیز از همسرش جدا شده است. در کنار این تغییرات، ارزشهایی مانند احترام به بزرگتر، حفظ شأن خانواده و احترام متقابل همسر و بزرگتر که از فصل ششم رنگ باخت، همچنان در این سریال کمرنگ است.
نوع شوخیها نیز دستخوش تغییر شده و دیگر خبری از آن دلنشینی گذشته نیست. خانواده نقی معمولی و پیرامون آن دیگر آن صمیمیت سابق را با مخاطب ندارند، هما آن زن قوی سابق نیست و خواهر خانواده یعنی فهیمه، مهربانی و همراه با ظرافتهای یک حل و فصل کننده را ندارد خود نقی هم تصویر یک پدر قهرمان که پیوند خورده با روح پهلوانیاش بود را ندارد.
به نظر میرسد مدیران سازمان صداوسیما جذب مخاطب را به محتوا ترجیح دادهاند. اگر هدف فقط خنداندن مردم با هر محتوایی باشد، میتوان با هزینهای بسیار کمتر، برنامههای سطحیتری تولید کرد که همین کارکرد را داشته باشد. هرچند سریال پایتخت با تمام ضعفها توانسته مخاطب را در ساعتی مشخص پای تلویزیون بنشاند، اما چه پیام ارزشمندی برای مخاطب داشته است؟ اما آیا رسالت رسانه ملی این است ؟
سقوط پایتخت از فصل ششم آن آغاز شده بود، پس از درگذشت مرحوم خشایار الوند بار امانت نویسندگی این سریال روی دوش آرش عباسی بود اما انگار در پایتخت واقعا مرگ مولف اتفاق افتاده است و با آن خیلی چیزها در این سریال از بین رفته است. به نظر سیما فیلم و صدا و سیما هم نتوانستند این خلأ و آسیب بزرگ را پر کنند و البته حالا پرسشی مطرح است که پس دقیقا روی چه چیزی در این سریال مذاکره شده است؟
source